<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کیش مهر</title>
<link>https://leilamosavi93.blogfa.com</link>
<description>حکمت و فلسفه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 07 Aug 2012 01:35:55 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>فصل-تفسیر ایه نور صدر المتالهین شیرازی-8</title>
<link>https://leilamosavi93.blogfa.com/post/107</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم مثل نوره کمشکاة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجةکانها کوکب دریّ خوش به حال بنده ای که برسد در بندگی وطی طریق انابة به مقامی که با مشاهده قلبی نور خدا را شهود نماید،و ببیند خدا را چناچه با مشاهده بصری نور را از پشت شیشه ای که در چراغدان واقع شده می بیند . آنچه که به منزله شیشه است برای آن شعله نورانی ،حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صل الله علیه وآله می باشد؛ چرا که مشاهده نور احدی به دلیل نهایت شدت و قوتی که بر چشمها غالب است ،امکان</description>
<pubDate>Tue, 07 Aug 2012 01:35:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>leilamosavi93</dc:creator>
<guid>leilamosavi93.blogfa.com/post/107</guid>
</item>
<item>
<title>گزیده ای از غزلیات شمس</title>
<link>https://leilamosavi93.blogfa.com/post/106</link>
<description>هو الحق حیلت رها کن عاشقا،دیوانه شو دیوانه شو وندر دل آتش درآ،پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن،هم خانه را ویرانه کن وانگه بیا،با عاشقان همخانه شو همخانه شو رو،سینه را چون سینه ها هفت آب شو از کینه ها وانگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی گرسوی مستان می روی مستانه شو مستانه شو آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو چون جان تو شد در هوا زافسانه شیرین ما فانی شو و چون عاشقان</description>
<pubDate>Mon, 30 Jul 2012 22:11:45 +0330</pubDate>
<dc:creator>leilamosavi93</dc:creator>
<guid>leilamosavi93.blogfa.com/post/106</guid>
</item>
<item>
<title>کشف نورانی-تفسیر ایه نور صدر المتالهین شیرازی-7</title>
<link>https://leilamosavi93.blogfa.com/post/105</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم کشف نورانی بدان که حق تعالی اسماء متقابلی دارد که لازمه ذات اویند،مثل اول و آخر، ظاهر و باطن، هادی و مضل و معّز و مذّل، و این به دلیل وحدانیت وجود واجب تعالی است . از هر دو صفت متقابل ،صفت کاملتر به حسب جمال ذات اوست و زینة وجه اوست و طرف مقابل بر او حمل می شود به حسب مقایسه بزرگی وعظمت ذات و جلال او نسبت به مادونش، و غلبه او بر غیرش،بنابراین اسماء و صفات جمالیه اولا وبالذات برای خدا اثبات می شوند و اسماء و صفات جلالیه ثانیا و بالعرض</description>
<pubDate>Fri, 20 Jul 2012 22:44:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>leilamosavi93</dc:creator>
<guid>leilamosavi93.blogfa.com/post/105</guid>
</item>
<item>
<title>پرتوی اشراقی-تفسیر آیه نور،ملاصدرا-6</title>
<link>https://leilamosavi93.blogfa.com/post/104</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم پرتوی اشراقی دانستی که نور ، حقیقت بسیطی است که معنای آن به حسب شرح الاسم عبارت است از چیزی که ؛ به ذات خویش آشکار است وغیر خود را نیز آشکار می کند. وهم چنین از آنچه که ذکر کردیم این را دانستی که حقیقت نور از آن چیزهایی است که برای احدی ظاهر وآشکار نمی شود مگر به واسطه مشاهده حضوری بدون اینکه صورتی از آن در ذهن حاصل شود؛ زیرا هر صورت ذهنی به طور همیشگی کلی است حتی اگر به هزار وجه تخصیص زده شود ، بازهم مبهم خواهد بود و شیء مبهم فی</description>
<pubDate>Fri, 13 Jul 2012 22:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>leilamosavi93</dc:creator>
<guid>leilamosavi93.blogfa.com/post/104</guid>
</item>
<item>
<title> بخشی از بیان معراج شیخ بایزید بسطامی-قدس الله روحه العزیز-</title>
<link>https://leilamosavi93.blogfa.com/post/103</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم شیخ گفت: «به چشم یقین در حق نگریستم بعد از آنکه مرا از همه موجودات به درجه استغنا رسانید،وبه نور خود منور گردانید وعجایب اسرار بر من آشکار کرد.وعظمت هویت خویش بر من پیدا آورد.من از حق بر خود نگرستم ودر اسرار وصفات خوی تامل کردم: نور من در جانب نور حق ظلمت بود،عظمت من در جنب عظمت حق عین حقارت گشت،عزت من در جنب عزت حق عین پندار شد، آنجا همه صفات بود واین جا همه کدورت.باز چون نگاه کردم بودِ خود به نور او دیدم،عزت خود از عظمت و عزت او</description>
<pubDate>Tue, 26 Jun 2012 21:55:51 +0330</pubDate>
<dc:creator>leilamosavi93</dc:creator>
<guid>leilamosavi93.blogfa.com/post/103</guid>
</item>
<item>
<title>گزیده ای از غزلیات شمس</title>
<link>https://leilamosavi93.blogfa.com/post/102</link>
<description>یا حق بمیرید بمیرید ، در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید،همه روح پذیرید بمیرید بمیرید ، وزین مرگ مترسید کزین خاک ب رایید ، سماوات بگیرید بمیرید بمیرید ، و زین نفس ببّرید که این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید،همه شاه و امیرید بمیرید بمیرید ، به پیش شه زیبا بر شاه چو مردید،همه شاه و شهیرید بمیرید بمیرید، و زین ابر برآیید چو زین ابر برآیید، همه بدر منیرید خموشید خموشید،خموشی دم مرگ است هم از زندگی است اینکه</description>
<pubDate>Sat, 23 Jun 2012 21:44:11 +0330</pubDate>
<dc:creator>leilamosavi93</dc:creator>
<guid>leilamosavi93.blogfa.com/post/102</guid>
</item>
<item>
<title>حکمة عرشیه -تفسیر آیه نور-5 </title>
<link>https://leilamosavi93.blogfa.com/post/101</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم همانطور که در حکمت مشهور شنیده اید،موجود یا جوهر است و یا عرض،این دو ،جوهر و عرض مشهور هستند،اما در وجود هم جوهر و عرض حقیقی غیر از این جوهر و عرض مشهور وجود دارد،جوهر و عرض(اولی) از اقسام ماهیت واعیان ثابته ای هستند که بهره ای از وجود نبرده اند،ولی این جوهر و عرض (وجودی) از اقساموجود هستند. لذا جوهر بنابر نظر مشهور ماهیتی غیر از وجود است،وحق آن است که موجود باشد،یعنی متحد باشد با مفهوم وجود عقلی که از مفهومات عامه ای است که همه چیز</description>
<pubDate>Fri, 22 Jun 2012 22:59:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>leilamosavi93</dc:creator>
<guid>leilamosavi93.blogfa.com/post/101</guid>
</item>
<item>
<title>الله نور السموات والارض- تفسیر آیه نور-4</title>
<link>https://leilamosavi93.blogfa.com/post/100</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم واما درباره اضافه &quot; الله&quot; به &quot; السموات و الارض &quot;این نحو از اضافه به منزله این است که بگویید نور الانوار و وجود الوجودات،زیرا وجود هر شیء عبارت است از نوری که به واسطه آن نور ماهیت آن شیء و ذات آن شیء آشکار می شود، خدا ایجاد کننده انوار است به حقیقت ذات نوریه خود وجاعل نور اشیاء است به جعل بسیط که مفاد آن (جعل بسیط )عبارت است از ترتب ذات و هویت شیء جعل شده بر ذات وهویت جاعل. و هویت خدا عین وجود اوست، بنابراین همانطوری که ذات خدا به</description>
<pubDate>Sat, 16 Jun 2012 13:37:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>leilamosavi93</dc:creator>
<guid>leilamosavi93.blogfa.com/post/100</guid>
</item>
<item>
<title>نور کمال برای موجود می باشد-3</title>
<link>https://leilamosavi93.blogfa.com/post/99</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم نامیدن نور بر خداوند تعالی به طریق تشبیه، هم چنان که علمای کلام از ملت اسلام، و بیشتر مفسرین بیان داشته اند جایز نیست یعنی هر کس حق را تشبیه و همانند به نور نماید، گذشته از این که جایز نیست، و او را چنین اجازه ای داده نشده ،در توحید نیز خطا نموده ،مگر آن که مقصود ومرادش از نور در این موضوع ،منور وروشن کننده باشد ،حال اگر آنان در معنی این مشتق فکر می کردند ،هر آینه حکم می نمودند، که چون خداوند وجودش به حقیقت نور دهنده است، لازمه اش آن</description>
<pubDate>Tue, 12 Jun 2012 21:25:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>leilamosavi93</dc:creator>
<guid>leilamosavi93.blogfa.com/post/99</guid>
</item>
<item>
<title>معانی گوناگون نور-(ملاصدرا)2</title>
<link>https://leilamosavi93.blogfa.com/post/98</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم صورت سوم مطابق است با آن چه که صوفیه (عرفا) اخیر بیان داشته اند، و آن هم سازگار با آراء صاحبان مکاشفه ، و یاران ذوق واشراق، و هم مطابق با قواعد اشراقیون وحکمای پیشین از ایرانیان، و هم با حدیث نبوی صل الله علیه وآله که حکایت از معراج آن حضرت می نماید، تطبیق وبرابری می نماید. هنگامی که از آن حضرت از کیفیت وچگونگی دیدن پرسش شد،فرمود : « نورانی اراه؟» نورانی است ،چگونه ببینم؟ یعنی خداوند تعالی نور است، پس تعلق دیدن به او غیر ممکن و محال</description>
<pubDate>Sat, 09 Jun 2012 21:15:56 +0330</pubDate>
<dc:creator>leilamosavi93</dc:creator>
<guid>leilamosavi93.blogfa.com/post/98</guid>
</item>
</channel>
</rss>
