بسم الله الرحمن الرحیم

الله نور السموات والارض

صورت های بسیاری از معانی ذکر شده است.اول آن چه که بیشتر مفسرین اسلام و علمای زبان عرب،واساتید فن سخن بیان داشته اند،این گروه تکیه گاه ومستندشان قرائت امیر المومنین علی علیه السلام است،به طوری که روایت شده، آن حضرت الله نور السموات و الارض ،به صیغه وشکل ماضی خوانده ،یعنی دارای نور آسمان ها و صاحب نور آسمان ها به صورت مجاز حذف، و یا این که حق تعالی نور آسمان ها و زمین است به صورت تشبیه.

بنابراین معنی قرائت به شکل ماضی چنین می شود که :خداوند حق را منتشر ،وآن را در آسمان ها و زمین گسترانید، و یا دلهای اهل آسمان ها و زمین را به نور حق روشن ونورانی فرمود، در این صورت مقصود از مثل نور او، صفت حقیقت، و شأن عجیب اوست، که خدواوند آن را در جهان وجود پراکنده ، و خلایق را بدان نور به راه خیر و سعادت ،هدایت فرموده است،و تشبیهاتی که به چراغ و شیشه وروغن و زیت واقع شده ،تمام برای به ثبوت رساندن ظهور وجلوه صفت حق، و آشکار نمودن آن است، مانند آن است که گفته شود:خداوندی که مردمان را بدان هدایت نموده،آن مانند نور چراغ است،که روشنائیش به واسطه روغن صافی است که در چراغ آویز شیشیه ای شفاف است، که در نهایت لطافت وصافی است، به طوری که در لطافت ودرخشندگی همانند یکی از ستارگان مشهور ،چون برجیس وناهید است، و شیشه چراغ در سوراخی (چراغدانی)فرو رفته در دیواری، بدون روزن باشد، تا این که نور چراغ پخش نگردد، در این صورت ناچار نور در نهایت روشنایی وظهور است، پس حق این چنین است که در عالم پراکنده ودر خلایق منتشر وگسترده است.

صورت دوم مطابق است با آن چه که روش صوفیه پیشین وپیشوایان سلوک وتصفیه است، و آن مفهوم از مضمون آیه شریفه است،که : خداوند نور آسمان ها وزمین است، صفت نور او در دل مومن مانند...وبدین صورت مقصود از نور ،آن چیزی است که از پیغمبر صل الله علیه وآله روایت شده که:چون آیه « أفمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه» فرود آمد ،از آن حضرت معنی این نور را پرسش نمودند، پاسخ فرمود:« ان النور اذا قذف فی قلب المومن انشرح له الصدر وانفسخ» هنگامی که نور به قلب مومن پرتو می اندازد،سینه او گشاده و باز می گردد.عرض شد:آیا برای آن نشانه ای است؟فرمود:«آری، دوری از جهان فریبنده،وتوبه وزاری برای بازگشت به جهان جاویدان ،و پذیرا گشتن مرگ را پیش از آن که فرا رسد، پس بر این صورت،خداوند نور دل مومن را به چراغ تشبیه و همانند نموده، زیرا همان گونه که چراغ نورش را از نور دیگری کسب می کند،همین طور این نوری که در قلب مومن پرتو انداخته ،وآن را نورانی نموده، از نور مطلق الهی و وجود قیومی او حاصل گردیده است، پس دل به منزله چراغدان واحوال ومقاماتی است که به الهام الهی او را حاصل می گردند، و همان ها باعث گسترش وپخش این نور می گردند،  به منزله روغن زیت است،واعمال ومعاملات پربار به منزله آن درخت فرخنده است، و از آن جهت که این درخت خجسته میان خاور دل،وباختر بدن قرار دارد،به هیچ یک از آن دو تعلق ندارد،نه به قلب،مانند علوم عقلی خالص،ونه به بدن ،از قبیل امور شهوی وغضبی،پس نه شرقی است و نه غربی،وروح نفسانی هم به مانند شیشه است، پس نظم آیه بدین صورت است که:صفت نور هدایت الهی در قلب موم مانند چراغی است،که در شیشه روح نفسانی او ،که در چراغدان قلبش است قرار گرفته باشد،چراغ از روغن زیت احوال ومقامات،آن چنان افروخته وفروزان گشته ،که نزدیک است باطن وجود سالک را از غایت تلألو روشن ونورانی نماید،واگر چه آتش تجلی و جلوه حق به او برخورد ننموده است،وآن برخاسته از درخت پربار اعمال نیک است،واین نور پسین ،که نتیجه اعمال نیک وبازمانده معاملات خالص وبی آلایش است،دو چندان نور نخستین ،یعنی نور هدایت ،که در ابتدا به دل تافته و شخص را به فرمانبرداری وپرستش دعوت می نماید می باشد،وچون نور پسین با نور نخستین به هم برآیند نوری بر نور دیگر است.نور علی نور

ترجمه و تصحیح محمد خواجوی صفحه 8 الی 12